مهدیس خانم به سلمانی می رود
سلام دختر مو قشنگم.مامانی دوست داشتم موهات رو اصلا کوتاه نکنم و بذارم بلند شه تا بتونم واست گیسش کنم همش برات شونش کنم نازش کتم ولی موهات خیلی شلخته شده چون تار موهات نازکه همش تو هم گره می خوره و بهم می پیچه.همش میاد جلو چشمت میترسم چشات ضعیف شه.می خواستم خودم کوتاش کنم ولی ترسیدم خراب شه منم بردمت ارایشگاه لبخند که ارایشگاه کودکه.محیط خیلی جالبی داشت صندلیای خوشکل .یه پارک کوچیک.بادکنک های رنگی و انواع برنامه کودکان رو واست پخش می کرد.اولی که رفتیم داخل ارایشگاه اینقدر محو اطراف شده بودی و خوشحال بودی که می خوای بازی کنی ولی وقتی اقای ارایشگر قیچی گذاشت رو سرت شروع کردی به گریه کردن هرزگاهی به تلوزیون نگاه می کردی و اقاهه واست cd حسنی نگو یه دسته گل رو گذاشت تا یکم اروم شدی ولی همینکه خودت رو تو اینه میدی دوباره میزدی زیر گریه.یه اقای دیگه واست بادکنک باد میکرد یکی واست پاستیل می اورد یکی واست بشکن میزد ولی گریه های شما تمامی نداشت.بعداز اصلاح رفتی کلی با تاب و سرسره واستخر توپ بازی کردی .و با کلی اصرار و زور تونستیم بیاریمت بیرون.موهات خیلی مرتب و خوشکل شد هرکی می دیدت میگفت چقدر بهش میاد.
این عکست قبل از رفتن به ارایشگاست:

عکسای مهدیس جونی تو ارایشگاه کودک:


ببین چه جور دست بابایی رو سفت گرفتی...





مهدیس خانم به سلمانی می رود
